خداشناسی
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا را رحمی ای منعم که درویش سر کویت



دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر نمی‌گیرد
[ ] [ ] [ موسوی ]

دوش وقـت سحـــر از غصه نجــــاتم دادند
وندر آن ظلمـــت شـــب آب حیــــاتم دادند
چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبى
آن شب قـــــدر که این تازه بـــــراتم دادند

[ ] [ ] [ موسوی ]

نظری بجهان از راه هستی و واقعیت ضرورت وجود خدا

درك و شعور انسان كه با پیدایش او توأ م است در نخستین گامی كه برمیدارد هستی خدای جهان و جهانیان را بر وی روشن میسازد .

زیرا برغم آنان كه در هستی خود و در همه چیز اظهار شك و تردید میكنند و جهان هستی را خیال و پندارمینامند ما میدانیم یكفرد انسان در آغازپیدایش خود كه با درك و شعور توأم است , خود و جهان را مییابد یعنی شك ندارد كه ( او هست و چیزهای دیگری جز او هست ) و تا انسان انسان است این درك و علم در او هست و هیچگونه تردیدی بر نمیدارد و تغییر نمیپذیرد .

این واقعیت و هستی كه انسان در برابر سوفسطی و شكاك اثبات میكند ثابت است و هرگز بطلان نمیپذیرد یعنی سخن سوفسطی و شكاك كه در حقیقت نفی واقعیت میكند هرگز و هیچگاه درست نیست پس جهان هستی واقعیت ثابتی دربر دارد .

ولی هر یك از این پدیده های واقعیت دار كه در جهان میبینیم دیر یا زودواقعیت را از دست میدهد و نابود میشود و از اینجا روشن میشود كه جهان مشهود و اجزاء آن خودشان عین واقعیت ( كه بطلان پذیر نیست ) نیستند بلكه بواقعیتی ثابت تكیه داده با آن واقعیت , واقعیتدار میشوند و بواسطه آن دارای هستی میگردند و تا با آن ارتباط و اتصال دارند با هستی آن هستند و همین كه از آن بریدند نابود میشوند ما این واقعیت ثابت بطلان ناپذیر را ( واجب الوجود ) خدا مینامیم .

۲ ) نظری دیگر از راه ارتباط انسان و جهان خاتمه فصل وحدانیت خدا

نظری دیگر از راه ارتباط انسان و جهان راهی كه در فصل گذشته برای اثبات وجود خدا پیموده شد , راهی است بسیار ساده وروشن كه انسان با نهاد خدادادی خود آن را میپیماید و هیچگونه پیچ و خم نداردولی بیشتر مردم بواسطه اشتغال مداوم كه به مادیات دارند و استغراقی كه در لذائذ محسوسه پیدا كرده اند رجوع به نهاد خدادادی و فطرت ساده و بی آلایش برایشان بسیار سخت و سنگین میباشد .

از این روی اسلام كه آئین پاك خود را همگانی معرفی میكند و همه را در برابرمقاصد دینی مساوی میداند اثبات وجود خدا را با اینگونه مردم از راه دیگر در میان مینهد و از همان راهی كه فطرت ساده را از توجه مردم بدور داشته با ایشان سخن گفته خدا را میشناساند .

قرآن كریم خدا شناسی را از راههای مختلف بعامه مردم تعلیم میدهد و بیشتر از همه افكارشان را به آفرینش جهان و نظامی كه در جهان حكومت میكند معطوف میدارد و به مطالعه آفاق و انفس دعوت مینماید زیرا انسان در زندگی چند روزه خود هر راهی را پیش گیرد و در هر حالی كه مستغرق شود از جهان آفرینش و نظامی كه در آن حكومت میكند بیرون نخواهد بود و شعور و ادراك وی از تماشای صحنه شگفت آور آسمان و زمین چشم نخواهد پوشید .

این جهان پهناور هستی كه پیش چشم ما است ( چنانكه میدانیم ) هر یك ازاجزاء آن و مجموع آنها پیوسته در معرض تغییر و تبدیل میباشد و هر لحظه در شكل تازه و بیسابقه ای جلوه میكند .

و تحت تأ ثیر قوانین استنثاء ناپذیر لباس تحقق میپوشد و از دورترین كهكشانها گرفته تا كوچكترین ذره ای كه اجزاء جهان را تشكیل میدهد هر كدام متضمن نظامی است واضح كه با قوانین استثناء ناپذیر خود بطور حیرت انگیزی در جریان میباشدو شعاع عملی خود را از پستترین وضع بسوی كاملترین حالات سوق میدهد و به هدف كمال میرساند .

و بالاتر از نظام های خصوصی نظامهای عمومیتر و بالاخره نظام همگانی جهانی كه اجزاء بیرون از شمار جهان را بهمدیگر ربط میدهد و نظامهای جزئی را بهم میپیوندد و درجریان مداوم خود هرگز استثناء نمیپذیرد و اختلال برنمیدارد .

نظام آفرینش اگر انسانی را مثلا در زمین جای میدهد ساختمان وجودش را طوری تركیب میكند كه با محیط زندگی خود سازش كند و محیط زندگی ویرا طوری ترتیب میدهد كه مانند دایه ای با مهر و عطوفت به پرورشش پرداخته آفتاب و ماه وستارگان و آب و خاك و شب و روز و فصول سال و ابر و باد و باران و گنجینه های زیر زمینی و روی زمین و بالاخره همه سرمایه نیروی خود را در راه آسایش و آرامش خاطر وی گذاشته بكار میبندد .

ما چنین ارتباط و سازشی را میان هر پدیده و میان همسایگان دور و نزدیك و خانه ای كه در آن زندگی میكند مییابیم .

اینگونه پیوستگی و بهم بستگی در تجهیزات داخلی هر یك از پدیده های جهان نیز پیدا است .

آفرینش اگر برای انسان نان داده برای تحصیل آن پای و برای گرفتن آن دست و برای خوردن آن دهان وبرای جویدن آن دندان داده است و آن را با یك رشته وسائلیكه مانند حلقه های زنجیر بهم پیوسته اندبهدف كمالی این آفریده ( بقاء و كمال ) مرتبط ساخته است .

دانشمندان جهان تردید ندارند كه روابط بیپایان كه در اثر تلاش علمی چندین هزارساله خود بدست آورده اند طلیعه ناچیزی است كه از اسرار آفرینش كه دنباله های تمام نشدنی بدنبال خود دارد و هر معلوم تازه ای مجهولات بیشماری را به بشر اخطار میكند .

آیا میتوان گفت این جهان پهناور هستی كه سرتاسر اجزاء آن جدا جدا و در حال وحدت و اتصال با استحكام و اتفاق حیرت انگیز خود از یك علم و قدرت نامتناهی حكایت میكند , آفریدگاری نداشته و بیجهت و سبب بوجود آمده است ؟ آیا این نظامهای جزئی و كلی و بالاخره نظام همگانی جهانی كه با ایجاد رابطه های محكم و بیشمار جهان را یكواحد بزرگ قرار داده و با قوانین استثناء ناپذیر و دقیق خود در جریان است همه و همه بدون نقشه و بحسب اتفاق و تصادف بوده ؟ یا هر یك از این پدیده ها و محیطهای كوچك و بزرگ جهان برای خود پیش از البته فردی كه هر حادثه و پدیده ای را بعلت و سببی نسبت میدهد و گاهی برای پیدا كردن سببی مجهول روزگارها با بحث و كوشش میگذراند و دنبال پیروزی علمی میگردد فردی كه با مشاهده چند آجر كه با نظم و ترتیب روی هم چیده شده نسبت آنرا بیك علم و قدرتی میدهد و اتفاق و تصادف را نفی كرده بوجود نقشه و هدفی قضاوت مینماید هرگز حاضر نخواهد شد جهان را بیسبب پیدایش , یا نظام جهان را اتفاقی و تصادفی فرض كند .

پس جهان با نظامی كه در آن حكومت میكند آفریده آفریدگار بزرگی است كه با علم و قدرت و بیپایان خود آن را بوجود آورده و بسوی هدفی سوق میدهد و اسباب جزئیه كه حوادث جزئیه را در جهان بوجود میآورند همه بالاخره باو منتهی میشوند و از هر سوی تحت تخسیر و تدبیر وی میباشند هر چیزی در هستی خود نیازمند باوست و او بچیزی نیازمند نیست و از هیچ علت و شرطی سرچشمه نمیگیرد .

منبع :مرکز جهانی اطلاع رسانی آل بیت

[ ] [ ] [ موسوی ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

امام علی امیرالمومنین علیه السلام می فرماید:
اگر اندیشه ات را بکار گیری تا به راز آفرینش پی برده باشی،دلائل روشنی به تو خواهند گفت که آفریننده مورچه کوچک همان آفریدگار درخت بزرگ خرماست،به جهت دقتی که جدا جدا در آفرینش هر چیزی به کار رفته،واختلافات وتفاوتهای پیچیده ای که در خلقت هر پدیده حیاتی نهفته است.همه موجودات سنگین وسبک،بزرگ وکوچک،نیرومند وضعیف،در اصول حیات وهستی یکسانند،وخلقت آسمان و هوا بادها و آب یکی است.پس اندیشه کن در آفتاب وماه،و درخت وگیاه،و آب و سنگ،و اختلاف شب و روز ،وجوشش دریاها،و فراوانی کوه ها،و بلندای قله ها،و گوناگونی لغتها،وتفاوت زبانها،که نشانه های روشن پروردگارند.پس وای بر آن کس که تقدیر کننده را نپذیرد،و تدبیر کننده را انکار کند!گمان کردند که چون گیاهانند وزارعی ندارند، واختلاف صورت هایشان را سازنده ای نیست،بر آنچه ادعا میکنند حجت و دلیلی ندارند،و بر آنچه در سر می پرورانند تحقیقی نمی کنند
امکانات وب