مناديان عشق

رسالت انبياي الهي كه اولين مناديان عشق

و چاووشان كعبه وصالند ابلاغ همين دعوت است كه

شما را از مرگ به حيات ، از غم به شادي ، از خوف به امن

از كثرت به وحدت ، از تنازع به صلح و محبت ،

 از ظلمت به نور و از هجران به وصال

فرا مي خوانند. منبع 

خدارا فراموش مکن همیشه

خدارا فراموش مکن همیشه

 

هوا خواه توام جانا  و می دانم که می دانی

                       که هم نا دیده  می دانی  و هم  ننوشته می خوانی


« مناجاة التّائِبينَ »:


 

 

گناهم لباس خواری بر تنم کرده است ودوری از تو درماندگی را آرایشم شده است .


وافزونی لجن گناهم ماهی دلم را میرانده است .

 

ای نهایت آرزویم ! ای زیباترین مطلوبم ! ای تنها پاسخگویم ! وای محبوب دلم !

ماهی دلم را با جریان زلال توبه پذیرت زنده گردان.

 

بعزتت سوگند که جز تو مر گناهان خویش را بخشنده ای نمی یابم وشکستگی خویش را جر تو پیوند نمی بینم .

 

من اینک یا بالهای تواضع به بارگاه تو بازگشته ام وپیشانی خشوع وخواری خویش بر درگاه قدرتت نهاده ام .

 

اگر از در رحمت خویش برانیم به کدامین در پناهنده شپم واگر از قله رأفتت فر افکنیم به کدامین دامنه بگریزم ؟ ... که صد افسوس از خجلت ورسوائیم و... هزار افغان از توشه راهم .

 

ای بزرگ بخشاینده گناهان بزرگ وای به هم آورنده پیوند زننده استخوانهای شکسته !

 

از عظیم گناهانم هلاک کننده هایش را ببخش واز قبیح رازهایم رسوا کننده هایش را بپوش ومرا در گرمای حضور قیامتت از خنک گوارای عفوت بنوش .

 

خداوندا!

بلند پرده زیبای گذشتت را بر چشمان گنهکار خسته ام دریغ مکن .

 

خدایا!

مر گناهانم را سایه روشن رحمتت بیار ومرعیوبم را ابر پر بار رأفتت بیار ...

 

خدای من !

آیا بنده فراری جز به سوی مولای خویش برمی گردد واز خشم کیفر با او جز در کنار او پناه می گیرد ؟...

 


معبود من !

اگر در ورود به درگاه توبه ات پشیمانی است بعزتت سوگند که من به این در آویخته ام واگر استغفار از گناه ، تیشه ای مر ریشه گناهان است ، این ریشه استغفار من ! حق خشنودی از آن تست ، تویی که با باران رحمتت غبار گناهان را از صحنه دل می شویی.

 

خدایا!

به قدرتت ، که به سویم چشم بگردان ویا ابر بردباریت بر بیکران دشت گناهانم بگذر. وعلیرغم آنچه فقط تو می دانی برسرم دست مدارا بکش .

 

 تویی که بندگان را به بارگاه عفوت دری گشودی وتوبه اش نامیدی وفریاد زدی که :« هلا مردمان به سوی من آئید آمدنی نادمانه وعاشقانه » پس چیست عذر آنکه به سوی مندر را گشاده ببیند وآرام وقرار گیرد ؟

 

خدای من !

اگر  گناه از بنده زشت است عفو که از سوی تو زیباست .

 

معبودم !

من اولین عصیانگر تو نیستم که بر او بخشیدی و در سایه ابر احسانت بر او بار یدی .

 

ای دریابنده درماندگان ! ای دردسوز دردمندان ! وای بزرگ نیک پردازان ای داننده هر چه نهان وای زیبا پوشاننده هر آشکار وپنهان !

 

تو میانجی گناهانم وکرم وجودت گزیدم واز میان هر آنچه هست ، برای ورود به درگاه رحمتت تر برگزیدم .

 

خدایا!

استجابت کن دعای مرا ومسوزان ریشه نهال آرزوی مرا وبپذیر رجعت مرا وبپوشان فضیحت مرا.

 

ای پذیرنده ترین پذیرندگان ! وای پوشنده ترین راز پوشندگان ! و ای مهر گستر ترین مهربانان  .

 

 

منبع : صحیفه سجادیه امام سجاد (ع)

بندگان من

وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي

فَإِنِّي قَرِيبٌ

أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي

وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ

ترجمه فولادوند

و هر گاه بندگان من ، از تو در باره من بپرسند،

[بگو] من نزديكم،

و دعاى دعاكننده را- به هنگامى كه مرا بخواند- اجابت مى‏كنم،

پس [آنان‏] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.

تفسیر الميزان

[سوره البقرة (2): آيه 186] ترجمه آيه‏ و چون بندگان من از تو سراغ مرا مى‏گيرند بدانند كه من نزديكم و دعوت دعاكنندگان را اجابت مى‏كنم البته در صورتى كه مرا بخوانند پس بايد كه آنان نيز دعوت مرا اجابت نموده و بايد به من ايمان آورند تا شايد رشد يابند (186). بيان آيه‏ " وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ" [نكات و دقايقى كه در آيه شريفه بكار رفته و فرق بين دعا و سؤال‏] اين آيه در افاده مضمونش بهترين اسلوب و لطيف‏ترين و زيباترين معنا را براى دعا دارد. اولا: اساس گفتار را بر تكلم وحده (من چنين و چنانم) قرار داده، نه غيبت (خدا چنين و چنان است)، و نه سياقى ديگر نظير غيبت، و اين سياق دلالت دارد بر اينكه خداى تعالى‏ ______________________________________________________ ‌صفحه‌ى 42 نسبت به مضمون آيه كمال عنايت را دارد. و ثانيا: تعبير فرموده به (عبادى بندگانم)، و نفرمود (ناس مردم) و يا تعبيرى ديگر نظير آن و اين نيز عنايت ياد شده را بيشتر مى‏رساند. و ثالثا: واسطه را انداخته، و نفرموده: (در پاسخشان بگو چنين و چنان) بلكه فرمود: (چون بندگانم از تو سراغ مرا مى‏گيرند من نزديكم). و رابعا: جمله: (من نزديكم) را با حرف (ان) كه تاكيد را مى‏رساند مؤكد كرده و فرموده: (فانى قريب) پس به درستى كه من نزديكم. و خامسا: نزديكى را با صفت بيان كرده و فرموده: (نزديكم) نه با فعل، (من نزديك مى‏شوم) تا ثبوت و دوام نزديكى را برساند. و سادسا: در افاده اينكه دعا را مستجاب مى‏كند تعبير به مضارع آورد نه ماضى، تا تجدد اجابت و استمرار آن را برساند. و سابعا: وعده اجابت يعنى عبارت (اجابت مى‏كنم دعاى دعا كننده) را مقيد كرد به قيد (اذا دعان- در صورتى كه مرا بخواند) با اينكه اين قيد چيزى جز خود مقيد نيست، چون مقيد خواندن خدا است و قيد هم همان خواندن خدا است و اين دلالت دارد بر اينكه دعوت داعى بدون هيچ شرطى و قيدى مستجاب است نظير آيه:" ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ" «1» و اين هفت نكته همه دلالت دارد بر اينكه خداى سبحان به استجابت دعا اهتمام و عنايت دارد. از طرفى در اين آيه با همه اختصارش هفت مرتبه ضمير متكلم (من) تكرار شده، و آيه‏اى به چنين اسلوب در قرآن منحصر به همين آيه است. و كلمه (دعا) و (دعوت) به معناى اين است كه دعا كننده نظر دعا شده را به سوى خود جلب كند، و كلمه (سؤال) به معناى جلب فائده و يا زيادتر كردن آن از ناحيه مسئول است، تا بعد از توجيه نظر او حاجتش برآورده شود، پس سؤال به منزله نتيجه و هدف است براى دعا (مثل اينكه از دور يا نزديك شخصى را كه دارد مى‏رود صدا مى‏زنى، و مى‏خوانى، تا روى خود را برگرداند، آن وقت چيزى از او مى‏پرسى تا به اين وسيله حاجتت برآورده شود) پس اين معنا كه براى سؤال شد جامع همه موارد سؤال هست،

ادامه